فيروز ميرزا بن عباس ميرزا فرمانفرما

مقدمه 21

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى )

اسناد شماره 39 تا 53 مربوط به سال 1288 ق است و شامل نامه‌هايى است كه فيروز ميرزا در زمان تصدى وزارت جنگ به ناصر الدين شاه نوشته است . موضوع اين نامه‌ها عمدتا مربوط به امور نظامى كشور از قبيل انتصاب فرماندهان قشون ، مشكلات ، كمبودها و نواقص توپخانه و قورخانه ، كارخانه باروت ، اسلحه‌سازى ، مشق افواج ، تأمين جيره و مواجب قشون ، جابجايى افواج ، ايجاد نظم و امنيت در فارس و ديگر مناطق كشور و . . . مىباشد و اطلاعات دست اول و شايان توجه از وضعيت نظامى و عمومى كشور در اين دوره بدست مىدهد . در اين دوره شاه فرمانده عالى ارتش بود ، يك افسر ارشد به عنوان وزير جنگ وظيفهء تدوين و اجراى سياستهاى نظامى را عهده‌دار بود . وزير جنگ گاهى سپهسالار نيز خوانده مىشد . امور نظامى در ظاهر از امور كشورى جدا بود ، اما در عمل تمايز مشخصى ميان حدود قدرتها و مسئوليت‌هاى مقامات كشورى و فرمانده نظامى وجود نداشت . « 1 » در يادداشتها و گزارشهايى كه توسط ژنرال ايتاليايى موسوم به « آندره‌اينى » « 2 » مسئول آموزش قشون ايران طى سالهاى 1287 تا 1292 ق به وزارت خارجه كشور متبوع خود ارسال گرديده نيز آمار قابل توجهى در اين زمينه ملاحظه مىگردد . در بخشى از اين گزارشها آمده است : « . . . نيروى پياده نظام ارتش ايران متشكل از هفتاد و چهار هنگ است . اين هنگ‌ها در حكم گردانهايى است كه . . . برخى از آنها هشتصد نفر و برخى ديگر از هزار نفر سرباز تشكيل شده است . » « 3 » افسر ايتاليايى ياد شده فوق درباره نيروهاى متشكل ايلات و تشكيلات آنها مىنويسد : « عشاير معمولا يك يا چند گردان در خدمت دولت دارند كه اين گردانها با نام ايل خود مشخص شده‌اند . اين نيروها برحسب تومان يعنى دسته‌هاى ده‌هزار نفرى تقسيم شده‌اند و اولين گردان هر تومان بهادران و آخرين آنها مخبران ناميده مىشود . . . نام عشايرى يا منطقه‌اى هر گردان و نيز شماره تومانى مربوط به آن بر روى پرچم متعلق به آن ذكر شده است . هريك از گردانهاى هزار

--> ( 1 ) . ر . طوسى ، ارتش ايران 1259 - 1286 ش ، تاريخ معاصر ايران كتاب دوم ، مجموعه مقالات ( تهران ، انتشارات موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى ، 1370 ) ص 95 . ( 2 ) . EnricoAndreini ( 3 ) . آنجلوميكله پىيه مونتسه ، ارتش ايران در سالهاى 1874 و 1875 ميلادى . ساختار و سازماندهى آن از ديد ژنرال انريكوآندره‌اينى ، تاريخ معاصر ايران ، كتاب سوم ، ( تهران ، موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى ، 1370 ) ص 17 .